چند روز قبل پیرامون «تفاوت کلیدی» آیندهپژوهی و برنامهریزی استراتژیک نوشتم. امروز میخواهم اندکی درباره رابطه متقابل سناریونویسی -به عنوان یکی از اصلیترین روشهای آیندهپژوهی- و برنامهریزی استراتژیک بنویسم.
به صورت خلاصه، در یک جمله میتوان گفت:
«آنجا که سناریونویسی پایان مییابد، برنامهریزی استراتژیک آغاز میشود.»
اما توضیح این جمله:
به صورت خلاصه، در یک جمله میتوان گفت:
«آنجا که سناریونویسی پایان مییابد، برنامهریزی استراتژیک آغاز میشود.»
اما توضیح این جمله:
سناریونویسی از تعیین موضوع اصلی شروع میشود و پس از طی مراحلی با نوشتن تفصیلی سناریوها، پایان مییابد.
هر سناریو، تصویری از آینده است که به خواننده کمک میکند خود را در شرایطی منطقاً قابل باور تصور کند و عکسالعملهای احتمالی خودش را ببیند و در صورت نیاز، عکسالعمل مناسب را برگزیند.
اینجا -که پایان سناریونویسی است- تازه برنامهریزی استراتژیک شروع شده!
در این مرحله باید برای هر سناریو -یعنی برای هریک از مجموعه اتفاقات به هم پیوسته و منطقاً قابل باور- راهبردی موفقیت آمیز طراحی نمود و برای این راهبرد، اهداف میانمدتی تعیین کرد و برای رسیدن به این اهداف، برنامههای عملیاتی تدوین نمود.